
شهامتشو داری
وایسیو فریاد بزنی که مسئول هرآنچه امروز داری و نداری خودتی؟!
پس از این نوشت: به صورت کاملا ناپلئونی پاس شد!
هورااااااااااااااااااا !!!!![]()

اين همه عصيان درمن
چطور مي توانم ناز باشم؟
كه تو به اقتضاي مرد بودنت همه نيازي؟!!!
چشماشو باز کرد
صبح شده بود
.
.
دیشب که روی تختش دراز می کشید
چشماشو بست
دستاشو روی نافش بهم گره کرد
از ته دل آرزو کرد دیگه فردا صبح رو نبینه!
.
.
چشماشو باز کرد
صبح شده بود

هرچی که از عمر آدم روز به روز می گذرد
هرچی که لذت با خود بودن و با دنیای خود بودن بیشتر میشه
هر چی که بیشتر خودت رو می شناسی
عمیقا یه جایی احساس می کنی
شناختت نسبت به خودت درست مثه
شناخت یه آدم که تو ساحل روبروی در یا وایساده از عمق و بزرگی دریاست
بزرگیش عظمت و شکوه میاره به همون میزان وحشت و هراسم داره!