بد نیس وقتی آدم می خواد پاشو بکنه تو یه کفشی
به سایز پاش هم یه نیگاهی بندازه!
بلکم وختی با مخ خورد زمین دنبال مقصر نگرده!
بندهاي كتوني شو داش مي بست
اين دفعه ديگه حتما بهشون مي گه .
مي گه كه خسته شده از بس نگران اونا بوده
از بس كه ترسيده سر يكيشون يه بلايي بياد
از بس نگران سلامتيشون بوده
از بس كه تمام زندگي اونا رو مديريت كرده
اما روزايي كه خودش مريض بوده با تن تب دار تنهايي خودش رو به يه جايي رسونده تا به فريادش برسن
اصلن ديگه يادش رفت كه اون بچه اوناست يا اونا بچه اينن!
بندهاي كتوني شو مي بنده و مي ره
با يه دستش كوله پشتي شو مي گيره و با دست ديگه اش روي ديوار كوچه
درست مثه بچه گياش انگشت مي كشه ومي ره
.
.
.
مادر درو واسش باز مي كنه
به چشماش نيگاه نمي كنه تا جلو حرف زدنش رو نگيره
از پله هاي حياط مي ره رو ايوون
وقتي وارد پذيرايي ميشه نگاهش به قاب عكس روي ديوار اتاق مي افته
عكس دو نفره اوناست
مال جووني هاشونه
بازم زود نگاهشو از قاب بر مي داره
با عصبانيت جفتشونو صدا مي كنه
كلي طول مي كشه تا مادراز حياط و پدر از اتاق خواب
برسن پيشش
ناخودآگاه چشمش تو چشماي نگرونشون گره مي خوره
تفاوت بين عكس رو ديوار با آدمهايي كه روبروشن
مثل پتك مي خوره توسرش
كوله از دستش شل ميشه و مي افته رو زمين
چشماش پر از اشك ميشه
.
.
.
بندهاي كتوني شو مي بنده و مي ره
با يه دستش كوله پشتي شو مي گيره و با دست ديگه اش روي ديوار كوچه
درست مثه بچه گياش انگشت مي كشه ومي ره
شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب
شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگر رو مي شناسن
شهر هرت جايي است که همه بدهستند مگر اینکه خلافش ثابت بشه
شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند
شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند
شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند
شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند
شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر
شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده، چند چادر برپا کرد
شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند
شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف
شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن
شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند
شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريال هاي تلويزيونيشون رو توي کاخها مي سازن
شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري
شهر هرت جاييه که موسيقي حرام است و گريه محترم و خنده محکومه
شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه
شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي
شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار
شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي
شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است
شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ...
شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه
شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن
شهر هرت جايي است كه هر روز توي خيابون شاهد توهين به مادرها و دخترها هستي ولي كاري ازدستت برنمياد
شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي ..
شهر هرت جايي است که .......
خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست !!!!!!
پ.ن : از خودم نيست ، نوشته يه دوست خوبه!