تبليغاتX
روزنوشت من - طلاق
 

ساعتها با هاش حرف می زنم .

بهش می گم میدونی داری چی کار می کنی؟!همونقدری که اشتباه کردی ازدواج کردی همونقدرم تو این شرایط داری اشتباه می کنی که طلاق می گیری...

سکوت می کنه ونگاهم میکنه!

می دونی تو ایران داری زندگی می کنی و یه زن مطلقه چه مفهومی داره..

سکوت می کنه ونگاهم میکنه!

من حرف می زنم .....................

سکوت می کنه ونگاهم میکنه!

من حرف می زنم .....................

سکوت می کنه ونگاهم میکنه!

من حرف می زنم .....................

سکوت می کنه ونگاهم میکنه!

من حرف می زنم .....................

این دفعه دیگه سکوت نمی کنه می گه تو می دونی ۱۵ سال همسر مردی باشی و در طول این ۱۵ سال یکبار هم تو س.ک.س ارضا نشده باشی یعنی چی؟!تو می  می دونی ۱۵ سال همسر مردی باشی و در طول این ۱۵ سال یکبار هم از تو لب نگرفته باشه  یعنی چی؟ تو می دونی ۱۵ سال همسر مردی باشی و در طول این ۱۵ سال یکبار هم تو رو با عشق بغل نکرده باشه یعنی چی؟.......

 اون حرف میزنه .....

سکوت می کنم و با شرم نگاهش می کنم!

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 13:14 توسط آفرودیت |